علمای امامیه در قرن‌های اولیه اهمیت مساله را درک کردند

علمای امامیه در قرن‌های اولیه اهمیت مساله را درک کردند

نوشته شده در نویسنده 82

دکتر هزار در ابتدای گفتگوی خود درباره نزاع درباره قدر و منزلت معنوی جناب ابوطالب گفت: ما مجموع میراث مسلمانان را بدون ارزش داوری که نگاه کنیم دو طایفه در دو سوی این میدان بوده اند و عده ای تلاش کردند ایمان ابوطالب را ثابت کنند و عده ای در باب کافر بودن حضرت‌ ابوطالب کوشیده اند و در طول تاریخ این درگیری دانشی برقرار بوده است.

از ابتدای رحلت پیامبر که ما با دو جریان مواجه هستیم مدرسه سقیفه و مدرسه غدیر. یک نظریه ای مطرح شد که از جانب مدرسه سقیفه بود و آن هم مرگ توأم با کفر جناب ابوطالب(ع) است. یعنی در جامعه می دمیدند که ابوطالب کافر از دنیا رفت.

 

وی درباره نقش یهود در این تحریف تاریخی تصریح کرد: معتقدم پروژه ابوطالب ستیزی یا ابوطالب زدایی از جانب یهودیان مدینه مدیریت می شد. امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین (ع)خبری آورده است:

علی(ع) روزی در رهبه نشسته بودند و مردم هم دور ایشان را گرفته بودند و مردی از میان جمع برخاست و پرسید تو در جایگاهی هستی که خدا تو را در آنجا قرار داده در حالی که پدرت در آتش معذب است!

نکته اینجاست که مرحوم طبرسی در کتاب الاحتجاج این مطلب را تحت عنوان «احتجاجه علی بعض الیهود»! قرار داده است.

قصه‌ی نزاع ابوطالب یک نزاع درون اسلامی است نه یک نزاع اسلام – غیراسلامی، بنابراین یک یهودی در این مجلس چه می کرد که از علی(ع) ماجرای کافر بودن ابوطالب را سوال نماید.

 

وی در بخش دیگری از این گفتگو به برررسی منابعی پرداخت که شخصیت ابوطالب را مورد کنکاش قرار داده‌اند و گفت: یکی از کتاب هایی که شیخ مفید نوشته است کتاب «رساله فی اثبات ایمان ابوطالب» می‌باشد. در قرن هفتم نیز جناب سید فخار موسوی که از شاگردان ابن ادریس بوده است، کتابی با نام «الحجه علی الذاهب الی تکفیر ابوطالب» می نویسد که در باب شخصیت و اشعار و اثبات ایمان ابوطالب است.

 

این استاد حوزه و دانشگاه در پایان سخنان خود درباره حدیث جعلی «ضحضاح» به بیان مطالبی پرداخت و تاکید کرد: مغیره بن شعبه در سلسله سندی است که آن نقل ضحضاحی بودن ابوطالب را بیان می کند که همان پروژه ابوطالب ستیزی است که از جانب یهود کلید خورده است و این مسئله پچ پچ وار در بین مردم نقل شده و به اصحاب و اهل بیت(ع) می رسد و یکی از پرسش هایی که مردم بیشتر مطرح می کردند در مورد این حدیث بوده است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *